جلوههای ویژه کامپیوتری یا CGI به بخش جداییناپذیری از سینمای پرفروش امروز تبدیل شدهاند و آنچه در فیلمسازی ممکن است را دگرگون ساختهاند. از دایناسورهای غولپیکر گرفته تا نبردهای حماسی ابرقهرمانان، CGI به یکی از مهمترین ابزارها در سینمای مدرن تبدیل شده است. اما با گسترش استفاده از این فناوری، همه جلوهها بینقص نیستند و بهترین CGIها معمولاً زمان و دقت زیادی برای خلق نیاز دارند. در ادامه به ۱۰ فیلمی میپردازیم که با بهترین جلوههای ویژه کامپیوتری، تماشاگر را به دنیای خود میبرند.
۱. شبکه اجتماعی (The Social Network)؛ ۲۰۱۰
این فیلم داستان مارک زاکربرگ را روایت میکند که فیسبوک را از خوابگاه هاروارد راهاندازی میکند. با وجود اینکه شبکه اجتماعی یک بلاکباستر هالیوودی معمولی نیست، گزارش شده است که بیش از هزار صحنه جلوههای ویژه کامپیوتری در آن به کار رفته است. CGI در این فیلم آنقدر بینقص است که بهسختی متوجه آن میشوید. چشمگیرترین مورد دوقلوهای وینکلووس هستند که آرمی همر نقش هر دو را بازی میکند و صورت او بهطور دیجیتالی روی بازی جاش پنس منتقل شده است. دیوید فینچر به استفاده از این جلوههای CGI نامرئی برای تحقق دیدگاه کمالگرای خود مشهور است.
۲. تلقین (Inception)؛ ۲۰۱۰
تلقین داستان دام کاب، یک استخراجگر را روایت میکند که وارد رویاهای افراد میشود و اطلاعات را از ناخودآگاه آنها میدزدد. این فیلم بر خلاف شبکه اجتماعی، از بسیاری جلوههای بصری عملی استفاده کرده و سپس آنها را با CGI کامل میکند تا یک انتقال روان ایجاد شود. برای مثال، در سکانس پل پاریس که کاب مکانیک رویاها را به آریادنه توضیح میدهد، آینههای واقعی برای نشان دادن راهروی بیپایان استفاده شدهاند و سپس با جلوههای کامپیوتری بهطور یکپارچه تبدیل به یک صحنه کاملاً دیجیتال میشوند.
۳. تایتانیک (Titanic)؛ ۱۹۹۷
تایتانیک داستان عاشقانه محکوم به فنای رز و جک را روایت میکند. جلوههای این فیلم انقلابی بودند، زیرا جیمز کامرون بهجای تکیه بر یک تکنیک، ترکیبی از ماکتهای مینیاتوری عملی، صحنههای کامل، عکاسی با کنترل حرکت، محیطهای دیجیتالی، مسافران CG، آب دیجیتال و ترکیببندی گسترده را به کار برد. در طول غرق شدن کشتی، بازیگران واقعی و بدلکاران با صحنههای عملی تعامل دارند که سپس با CGI ترکیب میشوند تا یک منظره فراموشنشدنی را خلق کنند.
۴. گودزیلا منهای یک (Godzilla Minus One)؛ ۲۰۲۳
این فیلم برنده اسکار که در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد، بهدلیل به کارگیری تنها حدود ۳۵ هنرمند برای جلوههای بصری، از جمله خود کارگردان تاکاشی یامازاکی، قابل توجه است. هنرمندان یک مدل بسیار دقیق ساختند که دارایی نهایی شامل میلیاردها چندضلعی بود. مهمتر از آن، گودزیلا با حس وزن و آناتومی متحرک شده است که هر حرکت آن را عظیم جلوه میدهد.
۵. داستان اسباببازی ۴ (Toy Story 4)؛ ۲۰۱۹
این انیمیشن ممکن است بسیاری آن را غیرضروری بدانند، اما این مانع پیکسار برای ساخت زیباترین فیلم انیمیشن CGI نشد. پیکسار اشاره میکند که پیشرفتهای فناوری باعث شده بود برخی از صحنهها آنقدر واقعگرایانه شوند که هنرمندان مجبور شدند عمداً واقعگرایی را کاهش دهند. داستان اسباببازی ۴ اولین فیلم انیمیشنی است که با نسبت تصویر گسترده ۲.۳۹:۱ ارائه میشود که برای فیلمهای لایو اکشن رایجتر است.
۶. کتاب جنگل (The Jungle Book)؛ ۲۰۱۶
کتاب جنگل داستان موگلی، یک پسر انسان را روایت میکند که توسط گرگها در جنگلهای هند بزرگ شده است. این فیلم جان فاورو از بهترین بازسازیهای لایو اکشن دیزنی محسوب میشود. نیل سثی تقریباً تنها عنصری است که در دنیای واقعی فیلمبرداری شده است. بقیه خلاقیتهای دیجیتالی هستند که توسط MPC و Weta انجام شدهاند. ویژگیهای صورت متمایز کریستوفر واکن در کینگ لویی وجود دارد که شخصیت را متحرکتر میکند اما واقعگرایی خود را نیز حفظ میکند.
۷. تبدیلشوندگان: انتقام فالن (Transformers: Revenge of the Fallen)؛ ۲۰۰۹
این فیلم با سام ویتویکی شروع میشود که پس از کمک به آتوباتها برای نجات جهان از مگاترون، سعی میکند به زندگی عادی بازگردد. CGI در انتقام فالن حتی چشمگیرتر است وقتی به یاد میآورید که این فیلم در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و مایکل بِی بیشتر فیلم را در لوکیشن واقعی بهجای استودیوی پرده سبز فیلمبرداری کرده است. این دنباله سه برابر بیشتر از فیلم قبلی ربات معرفی کرد، با این حال هیچکدام نامناسب بهنظر نمیرسند.
۸. پادشاهی سیاره میمونها (Kingdom of the Planet of the Apes)؛ ۲۰۲۴
پادشاهی سیاره میمونها نسلها پس از مرگ سزار اتفاق میافتد و نوآ، یک شامپانزه جوان را دنبال میکند. سری فیلمهای بازسازی سیاره میمونها هر بار با اکران یک فیلم، CGI را متحول کردهاند، و پادشاهی استاندارد را حتی بالاتر میبرد. کار Weta در اینجا فوقالعاده است زیرا میمونها در هر موقعیتی متقاعدکننده و واقعی باقی میمانند. یک سکانس وجود دارد که میمونها در یک رودخانه هستند، و نحوه تعامل خز آنها با آب آنقدر خوب است که نمیتوان آن را تنها یک خلق دیجیتالی دانست. تولید این فیلم از بیش از ۱۵۰۰ صحنه جلوههای بصری استفاده کرده است.
۹. آواتار: آتش و خاکستر (Avatar: Fire and Ash)؛ ۲۰۲۵
آواتار: آتش و خاکستر داستان جیک سالی و نِیتیری را پس از درگیری با کوآریچ ادامه میدهد. اگر آواتار ما را با جلوههای بیسابقه و راه آب ما را با سکانسهای واقعگرایانه آب شگفتزده کرد، آواتار: آتش و خاکستر آن را کاملاً یکپارچه و روان ساخته است بهطوری که بهراحتی میتوان باور کرد جیمز کامرون به سیاره دیگری رفته و این فیلم را با بیگانگان آبی واقعی فیلمبرداری کرده است. Weta FX دهها سال را بهطور موثر برای اصلاح فناوری مورد نیاز برای ایجاد پاندورا صرف کرده است. این فیلم شامل بیش از ۳۱۰۰ صحنه جلوههای بصری است.
۱۰. دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده (Pirates of the Caribbean: Dead Man’s Chest)؛ ۲۰۰۶
دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده کاپیتان جک اسپارو را در بدهی خونی به دیوی جونز، کاپیتان هلندی سرگردان، مییابد. معجزه واقعی این دنباله دیوی جونز است. در سال ۲۰۰۶، ILM یک شخصیت کاملاً دیجیتالی خلق کرد که میتوانست در کنار بازیگران لایو اکشن قرار بگیرد و همچنان مانند یک بازیگر دیگر در صحنه احساس شود. حتی با اینکه بیل نای کاملاً با صورت دیجیتالی و با شاخکها پوشانده شده است، عملکرد او هنوز هم قابل تشخیص و بینظیر است.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است.