پژوهشگران چندین مرکز تحقیقاتی بزرگ از جمله دانشگاه بوستون و کلینیک مایو در مطالعه‌ای جامع، سوابق پزشکی و بافت مغزی ۱۷۱۲ بازیکن سابق لیگ ملی فوتبال آمریکایی (NFL) را که بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۱ جان باخته بودند، بررسی کردند. از این تعداد، ۳۳۸ نفر مغز خود را پس از مرگ برای تحقیقات علمی اهدا کرده بودند.

یافته‌های کلیدی مطالعه

نتایج این بررسی که به‌تازگی منتشر شده، بسیار تکان‌دهنده است: در ۹۳ درصد از ۳۳۸ نمونه مغزی اهدایی، نشانه‌های انسفالوپاتی مزمن جراحتی (CTE) مشاهده شد. این بیماری نوعی اختلال پیش‌رونده مغزی است که مستقیماً با ضربه‌های مکرر به سر ارتباط دارد و می‌تواند سال‌ها پس از پایان دوران ورزشی خود را نشان دهد.

از میان این نمونه‌ها، حدود ۳۱ درصد در شدیدترین مرحله بیماری (مرحله چهارم) قرار داشتند و نزدیک به ۶۰ درصد در زمان حیات علائم زوال عقل را تجربه کرده بودند. پژوهشگران همچنین دریافتند که بیماری‌های عصبی اغلب در گواهی‌های فوت ثبت نشده بود؛ تنها ۴۱ درصد از بازیکنان دارای علائم زوال عقل، یک اختلال عصبی به‌عنوان علت مرگ در اسناد رسمی داشتند.

شایان ذکر است که بررسی مغزها به‌صورت کورکورانه انجام شد؛ یعنی متخصصانی که بافت مغز را از نظر CTE بررسی می‌کردند، از سابقه پزشکی و ورزشی بیماران اطلاعی نداشتند و بالعکس. این روش تضمین می‌کند که نتایج تحت تأثیر سوگیری قرار نگرفته باشد.

برآورد واقعی‌تر: حداقل ۲۵ درصد

آیا می‌توان نتیجه گرفت که ۹۳ درصد تمام بازیکنان NFL به CTE مبتلا می‌شوند؟ پاسخ منفی است. پژوهشگران تأکید می‌کنند که نمونه اهدای مغز ممکن است مبتنی بر سوگیری انتخاب باشد؛ خانواده‌هایی که بازیکنشان پیش از مرگ دچار مشکلات حافظه، رفتاری یا شناختی بوده، احتمالاً بیشتر تمایل به اهدای مغز داشته‌اند.

داخل خبر (468x60)

برای دستیابی به برآوردی محافظه‌کارانه‌تر، تمام ۱۷۱۲ بازیکن فوت‌شده در بازه زمانی ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۱ در نظر گرفته شدند. بر این اساس، حداقل ۱۸ درصد از این بازیکنان به CTE مبتلا بودند. اگر فقط دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ (زمانی که اهدای مغز رایج‌تر شده بود) بررسی شود، این عدد به حدود ۲۵ درصد افزایش می‌یابد. این ارقام همچنان حداقل برآورد محسوب می‌شوند، زیرا مغز بسیاری از بازیکنان هرگز مورد آزمایش قرار نگرفته است.

پیامدهای گسترده‌تر برای سلامت مغز

دکتر استیون گالتا، استاد مغز و اعصاب دانشگاه نیویورک که در این پژوهش مشارکت نداشته، نسبت به تفسیر یکسویه نتایج هشدار می‌دهد. به گفته او، مشاهده نشانه‌های بیماری در بافت مغز لزوماً به معنای تجربه علائم بالینی شدید نیست. او مثال می‌زند که در برخی افراد مسن نیز رسوبات پروتئینی مرتبط با آلزایمر در مغز دیده می‌شود، بدون اینکه فرد علائم آشکاری از زوال عقل داشته باشد.

با این حال، این یافته‌ها بار دیگر نگرانی‌های جدی درباره اثرات بلندمدت ضربه‌های مکرر به سر را زنده می‌کند. انسفالوپاتی مزمن جراحتی بیماری جدیدی نیست و نخستین توصیف‌های پزشکی آن به حدود یک قرن پیش بازمی‌گردد، اما در دو دهه اخیر ارتباط آن با ورزش‌های پرشدت مانند فوتبال آمریکایی، بوکس و هاکی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. نکته مهم این است که نه‌تنها ضربات شدید، بلکه ضربات کوچک‌تر اما پرتکرار نیز می‌توانند در طول سال‌ها به مغز آسیب برسانند.

تغییرات در NFL و افق پیش رو

افزایش نگرانی‌ها درباره CTE باعث شده لیگ NFL در سال‌های اخیر تغییراتی در قوانین و تجهیزات ایمنی خود اعمال کند. استفاده از کلاه‌های ایمنی پیشرفته‌تر، محدودیت در برخی برخوردهای شدید و اجرای پروتکل‌های دقیق‌تر پس از ضربه مغزی از جمله این اقدامات هستند. هرچند این تغییرات احتمالاً به کاهش آسیب‌های حاد کمک کرده‌اند، اما مشخص نیست آیا خطر ابتلا به CTE در بلندمدت نیز کاهش خواهد یافت یا خیر.

پاسخ به این پرسش ممکن است سال‌ها طول بکشد، زیرا CTE معمولاً مدت زیادی پس از پایان دوران حرفه‌ای ورزشکاران خود را نشان می‌دهد. پژوهشگران تأکید می‌کنند برای درک دقیق‌تر رابطه میان ضربات مکرر به سر و این بیماری، نظارت بلندمدت بر ورزشکاران حتی پس از بازنشستگی ضروری است. پیام اصلی مطالعه روشن است: سال‌ها حضور در ورزش‌هایی که با ضربه‌های مکرر به سر همراه‌اند، می‌تواند پیامدهای جدی و ماندگاری برای سلامت مغز به همراه داشته باشد.