اپل در آستانه یکی از مهمترین جابهجاییهای مدیریتی دهه اخیر قرار دارد؛ جایی که تیم کوک جای خود را به جان ترنوس، مهندس کهنهکار و بیحاشیه سختافزار میدهد. ترنوس برخلاف بسیاری از مدیران دنیای فناوری، نه بهدنبال شهرت رسانهای بوده و نه حضوری پررنگ در شبکههای اجتماعی داشته، اما در داخل کوپرتینو نامش مترادف با دقت مهندسی، آرامش در بحران و درک عمیق از محصول است.
شبی که همهچیز با یک پیچ شروع شد
روایت ورود ترنوس به اپل با خاطرهای عجیب گره خورده است. در یکی از شبهای سال ۲۰۰۱، او که تازه به تیم طراحی محصول پیوسته بود، در کارخانه یکی از تامینکنندگان اپل در آسیا، ذرهبین به دست، شیارهای روی سر یک پیچ فولاد ضدزنگ را میشمرد. این پیچ قرار بود پشت نمایشگر Cinema Display نصب شود؛ قطعهای که شاید هیچ کاربری هرگز به آن توجه نمیکرد.
روی نقشه طراحی، سر پیچ باید ۲۵ شیار متحدالمرکز میداشت، اما نمونه تولیدشده ۳۵ شیار داشت. همین اختلاف کوچک باعث شد ترنوس ساعتها با تولیدکننده بحث کند. او بعدها تعریف کرد که در میانه همین بحث از خود پرسید «من دقیقا اینجا چه میکنم؟» و در نهایت به این نتیجه رسید که اگرچه وسواس به نظر میرسد، اما دفاع از کیفیت حتی در پنهانترین قطعات، ذات کار در اپل است. این وسواس بعدها به امضای کاری او تبدیل شد.
شناگر منظم دانشگاه پنسیلوانیا
جان ترنوس سال ۱۹۹۳ از ساحل غربی آمریکا به فیلادلفیا رفت تا در دانشگاه پنسیلوانیا مهندسی مکانیک بخواند و روانشناسی را بهعنوان رشته فرعی دنبال کند. او چهار سال عضو تیم شنای دانشگاه بود؛ تجربهای که شخصیت حرفهایاش را شکل داد.
همتیمیها او را جوانی آرام، بسیار منظم و خوشبرخورد توصیف میکنند که هیچگاه عجولانه تصمیم نمیگرفت. بیدار شدنهای پیش از طلوع آفتاب، دو نوبت تمرین سنگین در روز و اردوهای فشرده زمستانی در فلوریدا، نظم و استقامتی در او نهادینه کرد که تا امروز همراهش مانده است. در سال ۱۹۹۴ او در دو مسابقه شنا عنوان نخست را کسب کرد.
مهمترین پروژه دانشجویی او اما داخل استخر نبود. ترنوس به همراه تیمش دستگاهی به نام H.A.N.D. Feeder طراحی کرد؛ بازویی مکانیکی و کاملا غیرالکترونیکی که حرکت سر و گردن افراد مبتلا به فلج چهار اندام را به حرکت قاشق تبدیل میکرد تا آنها بدون کمک دیگران غذا بخورند. نکته هوشمندانه طرح این بود که حرکات ارادی را از لرزشهای ناخواسته سر تفکیک میکرد. تیم حتی نمونه اولیه را با قطعات لگو ساخت و توانست جایزه بهترین مقاله شرکت پروکتر اند گمبل را در یک کنفرانس معتبر رباتیک به دست آورد.
البته دوران دانشجویی بدون خطا هم نبود. یک بار دستور اشتباه به دستگاه فرز CNC باعث برخورد شدید ابزار با میز کار و خسارتی سنگین شد؛ اتفاقی که باعث شد مسئول کارگاه تا پایان سال او را با لقب «کرَش» صدا بزند. خود ترنوس بعدها با خنده از آن یاد میکرد و میگفت همین آزمون و خطاها به او آموخت که هیچ محصول کاملی بدون ساختن نمونههای اولیه و لمس دنیای واقعی شکل نمیگیرد.
چهار سال تمرین با واقعیت مجازی
ترنوس در سال ۱۹۹۷ فارغالتحصیل شد و به استارتاپی کوچک به نام Virtual Research Systems پیوست که روی هدستهای واقعیت مجازی کار میکرد. در اواخر دهه ۹۰، هدستهایی مانند V8 این شرکت بسیار سنگین، گرانقیمت و مخصوص کاربردهای تخصصی بودند، اما همین تجربه چهارساله الفبای طراحی سختافزار واقعیت مجازی را به او آموخت؛ دانشی که دو دهه بعد هنگام تصمیمگیری درباره هدست ویژن پرو اپل دوباره به کار آمد.
از آیمک شیشهای تا قلب سختافزار اپل
سال ۲۰۰۱ که ترنوس وارد اپل شد، این شرکت هنوز با غول امروز فاصله زیادی داشت. اپل تازه از بحران مالی اواخر دهه ۹۰ نجات یافته بود، نخستین آیپاد همان سال معرفی شد و خبری از آیفون نبود. او کارش را با همان پروژه نمایشگر سینما دیسپلی آغاز کرد و خیلی زود فهمید فاصله میان طرح ایدهآل روی کاغذ و محصولی که از خط تولید خارج میشود، چقدر زیاد است.
او در ماههای نخست، حضور در کنار مهندسان باتجربه اپل را همزمان هیجانانگیز و دلهرهآور توصیف کرده و به دانشجویان توصیه میکند: «هرگز خودت را کمهوشترین فرد اتاق ندان، اما فکر هم نکن به اندازه بقیه میدانی.» نیمه اول این جمله جرئت اظهارنظر میدهد و نیمه دوم، فروتنی لازم برای پرسیدن را.
تنها سه سال پس از استخدام، ترنوس به سطح مدیریتی رسید. با این حال وقتی تیمش به فضای کاری باز نقل مکان کرد، او پیشنهاد دفتر اختصاصی را رد کرد و میزش را کنار مهندسان نگه داشت. حتی در سال ۲۰۱۱ که با بازنشستگی استیو سیفرت، رئیس وقت، دفتر دیگری خالی شد، باز هم نپذیرفت. سیفرت بعدها همین مردمداری و نشستن در دل تیم را کلید موفقیت او دانست.
از سال ۲۰۰۵ هدایت مهندسی سختافزار آیمک به او سپرده شد و روی نسل G5 کار کرد. در آن دوران سفرهای پیاپی به کارخانههای آسیا را تجربه کرد و یاد گرفت چگونه یک ایده ظریف را میلیونها بار با کیفیت یکسان تکرار کند. یکی از چالشهای معروف آن دوره، تثبیت پنل شیشهای آیمک با آهنربا بود؛ ایدهای نامتعارف که تیم ترنوس آن را از یک طرح آزمایشگاهی به فرایندی صنعتی و قابل اعتماد تبدیل کرد.
معماری بیسروصدا در سایه
برخلاف مدیران اهل نمایش، ترنوس ترجیح داد اعتبارش را درون شرکت بسازد. او بهندرت مصاحبه میکرد و هرگز بهدنبال ساختن پرسونای رسانهای جدا از اپل نبود. در عوض، دره کوپرتینو او را مدیری آرام میشناخت که هم محصول را میفهمد و هم زبان مهندسان را.
این اعتماد باعث شد دامنه مسئولیتش بهسرعت گسترش یابد. او هدایت مهندسی سختافزار نخستین آیپد را بر عهده گرفت و مسیر تکامل آن را در سالهای بعد ترسیم کرد. در سال ۲۰۱۳ بهعنوان معاون مهندسی سختافزار منصوب شد و نظارت بر مک و آیپد را به دست گرفت و سپس ایرپادز، اپل واچ و در نهایت آیفون نیز به قلمرو او اضافه شد.
یکی از مداخلههای کلیدی او به نرمافزار مربوط میشد. ترنوس معتقد بود سیستمعاملی که برای نمایشگر کوچک آیفون طراحی شده، نمیتواند از قدرت پردازشی و نمایشگر بزرگ آیپد استفاده کامل ببرد. همین استدلال در نهایت به تولد iPadOS بهعنوان شاخهای مستقل از iOS انجامید؛ تصمیمی که هویت تبلت اپل را بازتعریف کرد.
نقش او در مهاجرت تاریخی مک از پردازندههای اینتل به اپل سیلیکون نیز تعیینکننده بود. او از حامیان اصلی این گذار پرریسک بود و توانست هماهنگی میان تیمهای طراحی تراشه، سختافزار و نرمافزار را برقرار کند؛ گذری که امروز بهعنوان یکی از موفقترین تصمیمهای استراتژیک اپل شناخته میشود.
در اکتبر ۲۰۱۸، زمانی که ترنوس در آکادمی موسیقی بروکلین نسل جدید آیپد پرو را معرفی کرد، بسیاری برای نخستین بار چهره این مدیر سایهنشین را شناختند؛ چهرهای که حالا قرار است جایگزین تیم کوک شود.
جان ترنوس چه آیندهای برای اپل میخواهد؟
تحلیلگران، ترنوس را ادامهدهنده مسیر «مهندسی محصولمحور» میدانند؛ مدیری که بهجای تمرکز صرف بر اعداد مالی، از دل محصول به استراتژی میرسد. تجربه او از کارخانههای آسیا تا آزمایشگاههای کوپرتینو، درک عمیقی از زنجیره تامین به او داده است؛ موضوعی که در دوران تیم کوک، به برگ برنده اپل تبدیل شد.
با این حال پرسش اصلی این است که آیا مرد آرام کوپرتینو میتواند جادوی نوآوری را به اپل بازگرداند؟ منتقدان میگویند اپل در سالهای اخیر بیشتر به تکامل تدریجی پرداخته تا جهشهای انقلابی. ترنوس که خود از مدافعان ویژن پرو و نسل بعدی ایرپادز و دستگاههای تاشو احتمالی بوده، باید میان حفظ سودآوری عظیم آیفون و سرمایهگذاری روی دستههای جدید محصول تعادل برقرار کند.
آنچه مسلم است، سبک رهبری او با استیو جابزِ کاریزماتیک و تیم کوکِ مدیرِ زنجیره تامین متفاوت خواهد بود. ترنوس نه سخنران آتشین است و نه مدیر عملگرای صرف؛ او مهندسی است که میخواهد حتی پنهانترین پیچ محصول هم بینقص باشد. شاید همین وسواس قدیمی برای شمردن ۲۵ شیار روی یک پیچ، این بار در مقیاس رهبری یکی از ارزشمندترین شرکتهای جهان، دوباره به کار آید.




دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.