پیشنهاد یک مقام امنیتی پیشین دولت آمریکا برای مقابله با پیشرفت احتمالی چین در حوزه هوش مصنوعی پیشرفته، موجی از بحث و نگرانی را در محافل فناوری و سیاست بینالملل به راه انداخته است. او میگوید اگر پکن زودتر از واشنگتن به هوش جامع مصنوعی (AGI) دست یابد، ایالات متحده باید برای طیفی از اقدامات بازدارنده، حتی حمله نظامی به زیرساختهای پردازشی چین، آماده باشد.
از اختلال سایبری تا حمله موشکی؛ طیف گزینههای پیشنهادی
این دیدگاه را جیکوب استوکس، مقام سابق امنیت ملی در دولت باراک اوباما و معاون برنامه امنیت هند-اقیانوسیه در اندیشکده Center for a New American Security مطرح کرده است. استوکس در گزارشی تحلیلی از دولت فعلی آمریکا خواسته است سناریوی عقبماندن واشنگتن از پکن در مسیر دستیابی به AGI را جدی بگیرد و مجموعهای از واکنشهای احتمالی را از پیش طراحی کند.
به گفته او، این واکنشها میتواند در دو سطح متفاوت تعریف شود:
- حملات سایبری هدفمند برای مختلکردن، کندکردن یا منحرفکردن روند آموزش و توسعه مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی در چین
- حمله نظامی مستقیم به مراکز داده و زیرساختهای پردازشی که ستون فقرات توسعه و اجرای مدلهای عظیم هوش مصنوعی محسوب میشوند
استوکس معتقد است حملات سایبری از نظر سیاسی و نظامی، ریسک کمتری برای تشدید درگیری دارند؛ زیرا در عرف روابط بینالملل، چنین عملیاتی تا حدی بهعنوان رفتاری متعارف و پایینتر از آستانه جنگ تلقی میشود و ممکن است واکنش نظامی گستردهای از سوی طرف مقابل به دنبال نداشته باشد.
اما او در ادامه، سناریوی بسیار حساستری را مطرح میکند: انهدام فیزیکی دیتاسنترها با موشک و بمب. استدلال او این است که سامانههای پیشرفته هوش مصنوعی بدون دسترسی به توان پردازشی عظیم، برق پایدار و شبکهای از دیتاسنترهای بزرگ قابل توسعه و اجرا نیستند؛ بنابراین از کار انداختن این تاسیسات میتواند بهعنوان آخرین اهرم برای جلوگیری از جهش فناورانه رقیب در نظر گرفته شود.
AGI چیست و چرا دیتاسنترها به هدف استراتژیک تبدیل شدهاند؟
AGI یا «هوش جامع مصنوعی» به سامانهای فرضی گفته میشود که توانایی استدلال، یادگیری، حل مسئله و انطباق با شرایط جدید را در سطح انسان یا حتی فراتر از آن داشته باشد. برخلاف مدلهای فعلی که در حوزههای محدودی متخصص هستند، AGI در صورت تحقق، میتواند طیف وسیعی از وظایف شناختی را بهصورت همزمان و خودکار انجام دهد.
با این حال، نکته مهم این است که هنوز اجماع علمی درباره امکانپذیری AGI، زمان تحقق آن و حتی تعریف دقیق آن وجود ندارد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند چنین فناوریای ممکن است دههها فاصله داشته باشد یا هرگز به شکل تصور شده محقق نشود. گزارش استوکس اما بر یک فرض خوشبینانه و هشدارآمیز استوار است: «فرض کنید AGI بالاخره محقق میشود و چین زودتر به آن میرسد؛ آنگاه چه؟»
در همین چارچوب، دیتاسنترها به دلیل تمرکز هزاران پردازنده گرافیکی و تراشههای تخصصی هوش مصنوعی، مصرف برق بسیار بالا و نقش کلیدی در آموزش مدلهای بزرگ زبانی، به دارایی استراتژیک تبدیل شدهاند. آمریکا در سالهای اخیر با محدودیتهای صادرات تراشههای پیشرفته به چین تلاش کرده همین نقطه گلوگاهی را هدف بگیرد و حالا پیشنهاد حمله فیزیکی، افراطیترین شکل همین منطق به شمار میرود.
خطر تشدید تنش و عبور از خط قرمز
خود استوکس نیز اذعان میکند که حمله نظامی به خاک چین، حتی اگر محدود به تاسیسات فناورانه باشد، خطر تشدید درگیری را بهشدت افزایش میدهد. چنین اقدامی بهراحتی میتواند بهعنوان اعلام جنگ تلقی شود، زنجیرهای از واکنشهای تلافیجویانه نظامی، اقتصادی و سایبری را کلید بزند و روابط پرتنش واشنگتن و پکن را وارد مرحلهای بیسابقه کند.
از سوی دیگر، دیتاسنترها اغلب در نزدیکی مناطق مسکونی، صنعتی یا زیرساختهای انرژی قرار دارند و حمله به آنها میتواند پیامدهای انسانی، زیستمحیطی و اقتصادی گستردهای داشته باشد. علاوه بر این، انتساب دقیق حملات سایبری نیز همواره دشوار است و ممکن است به سوءبرداشت و گسترش ناخواسته درگیری منجر شود.
در فضای رقابت فناورانه دو کشور که از تحریم تراشهها تا رقابت در توسعه مدلهای زبانی و سرمایهگذاریهای کلان در زیرساخت ابری را شامل میشود، طرح چنین ایدهای نشان میدهد که برخی در واشنگتن، هوش مصنوعی را نه صرفاً یک فناوری تجاری، بلکه مولفهای تعیینکننده در موازنه قدرت نظامی و اطلاعاتی آینده میبینند.
واکنشها؛ از هشدار درباره توهم AGI تا ضرورت دیپلماسی فناوری
پیشنهاد استوکس با واکنشهای انتقادی نیز روبهرو شده است. منتقدان میگویند طرح حمله نظامی بر پایه فناوریای که هنوز وجود خارجی ندارد و زمان تحقق آن نامشخص است، میتواند سیاستگذاری را به سمت ماجراجویی سوق دهد. آنها استدلال میکنند به جای تمرکز بر سناریوهای آخرالزمانی، آمریکا باید بر تقویت نوآوری داخلی، جذب استعدادها، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و تدوین قواعد بینالمللی برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی متمرکز شود.
گروهی دیگر نیز هشدار میدهند که عادیسازی ایده بمباران زیرساختهای غیرنظامی فناورانه، مرز میان رقابت اقتصادی و درگیری مسلحانه را کمرنگ میکند و میتواند الگویی خطرناک برای سایر کشورها ایجاد کند. در مقابل، حامیان این دیدگاه میگویند هدف، اجرای فوری حمله نیست، بلکه داشتن برنامه اقتضایی برای بدترین سناریو است؛ همانگونه که برای سایر فناوریهای راهبردی مانند سلاحهای هستهای نیز برنامهریزی میشود.
آنچه مسلم است، بحث بر سر AGI و دیتاسنترهای چین بار دیگر نشان داد که هوش مصنوعی از آزمایشگاهها فراتر رفته و به قلب رقابت ژئوپلیتیک وارد شده است؛ رقابتی که تصمیمهای امروز آن میتواند مسیر امنیت بینالملل در دهه آینده را تعیین کند.




دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.