هواپیمای شناسایی استراتژیک SR-71 بلکبرد (Blackbird) را بسیاری سریعترین و مرتفعترین جت سرنشیندار تاریخ میدانند؛ پرندهای سیاهرنگ که در اوج جنگ سرد طراحی شد تا از تیررس هر موشکی بگریزد. اما شهرت این هواپیما تنها به سرعت بیش از سه ماخ و سقف پرواز حدود ۸۵ هزار پایی آن محدود نمیشود. یکی از خلبانان آن، تجربهای را روایت کرده که در نگاه اول شبیه داستانهای علمیتخیلی به نظر میرسد: رسیدن به مقصد، پیش از زمان حرکت.
پروازی که تقویم را دور زد
ماجرا به خلبانی به نام دیوید پیترز مربوط میشود. او صبح روز شنبه رأس ساعت ۱۰:۰۰ به وقت محلی از پایگاه هوایی کادنا (Kadena) در جزیره اوکیناوای ژاپن به پرواز درآمد. مأموریت او یک پرواز شناسایی بر فراز منطقه غیرنظامی کره بود؛ مأموریتی که طبق روال عملیاتی SR-71 با سوختگیریهای هوایی متعدد همراه است.
پیترز پس از انجام بخش نخست مأموریت، بر فراز دریای ژاپن نخستین سوختگیری هوایی را انجام داد و سپس مسیر خود را به سمت شمال، از کنار دریای اوخوتسک و شبهجزیره کامچاتکا در شرق دور روسیه ادامه داد. در ادامه، در نزدیکی جزایر آداک (Adak) در مجمعالجزایر آلوشن، برای بار دوم سوختگیری کرد و سرانجام راهی پایگاه هوایی بیل (Beale) در ایالت کالیفرنیا شد.
نکته شگفتانگیز پس از فرود رقم خورد. پیترز پس از خروج از کابین و تحویل اسناد محرمانه پرواز، ساعت ۱۶:۳۰ عصر وارد باشگاه افسران پایگاه شد؛ اما تقویم روی دیوار، روز جمعه را نشان میداد! او با عبور از خط بینالمللی تاریخ (International Date Line) در اقیانوس آرام و با سرعت بیش از سه برابر سرعت صوت، عملاً حدود ۱۷.۵ ساعت به عقب بازگشته بود و زودتر از زمان برخاستن خود به مقصد رسیده بود.
خود او بعدها در توصیف این لحظه گفت: «این کار را با هیچ هواپیمای دیگری جز SR-71 نمیتوانید انجام دهید. علاوه بر این، این یک داستان واقعی است.»
بلکبرد؛ شاهکار مهندسی جنگ سرد
SR-71 برای یک هدف مشخص ساخته شد: دسترسی سریع به هر نقطه از جهان و جمعآوری اطلاعات بدون رهگیری شدن. این جت دو موتوره ساخت شرکت لاکهید مارتین و دفتر افسانهای «اسکانک ورکس» (Skunk Works) به سرپرستی کلی جانسون، میتوانست در ارتفاعی نزدیک به لبه فضا و با سرعتی بیش از ۳۵۰۰ کیلومتر بر ساعت پرواز کند؛ سرعتی که حرارت اصطکاک هوا را در لبههای بدنه به بیش از ۵۰۰ درجه سانتیگراد میرساند.
همین حرارت، بزرگترین چالش مهندسی پروژه بود. بدنه هواپیما باید از آلیاژ تیتانیوم ساخته میشد تا در برابر گرما و فشار مقاومت کند. جالب آنکه بخش بزرگی از تیتانیوم مورد نیاز، در اوج جنگ سرد و از طریق شرکتهای پوششی از خود اتحاد جماهیر شوروی خریداری شد. کار با این فلز شکننده و حساس نیز داستان دیگری بود؛ به گفته مهندسان پروژه، اگر اندکی بیدقتی میشد، قطعات تیتانیومی خرد میشدند و به همین دلیل ابزارهای اختصاصی جدیدی فقط برای مونتاژ بلکبرد ساخته شد.
نتیجه این مهندسی جسورانه، هواپیمایی بود که در طول دوران عملیاتی خود هرگز توسط موشکهای دشمن ساقط نشد. بیش از ۳۲ فروند از این هواپیما ساخته شد و از اواسط دهه ۱۹۶۰ تا اواخر دهه ۱۹۸۰، چشم آمریکا بر فراز شوروی، ویتنام، خاورمیانه و کره شمالی بود.
چرا دوران بلکبرد به پایان رسید؟
با وجود کارنامه درخشان، SR-71 هواپیمای بسیار پرهزینهای بود. هر ساعت پرواز آن به دهها ساعت نگهداری فشرده نیاز داشت؛ از تعویض قطعات تحت تنش حرارتی گرفته تا آمادهسازی سوخت ویژه JP-7 و اسکادران سوخترسانهای اختصاصی. در دوران جنگ سرد، این هزینه به دلیل ضرورت استراتژیک قابل توجیه بود، اما با فروپاشی شوروی و کاهش بودجههای دفاعی آمریکا در اوایل دهه ۱۹۹۰، استدلالها تغییر کرد.
نیروی هوایی آمریکا نیز خود از منتقدان ادامه خدمت بلکبرد بود و معتقد بود بودجه آن میتواند صرف نوسازی ناوگان U-2 و توسعه ماهوارههای جاسوسی شود. ماهوارهها هرچند میتوانستند برای مدت طولانی در مدار بمانند و تصویربرداری مداوم ارائه دهند، اما دو ضعف بزرگ داشتند: مسیر مداری قابل پیشبینی و ناتوانی در جابهجایی سریع برای پوشش یک بحران ناگهانی؛ درست نقطهای که SR-71 بیرقیب بود و میتوانست در عرض چند ساعت خود را به هر کانون بحران برساند.
سرانجام در سال ۱۹۹۰، ناوگان SR-71 بازنشسته شد. هرچند کنگره آمریکا در اواسط دهه ۱۹۹۰ و به دلیل خلأ اطلاعاتی پیشآمده، دستور بازگشت محدود چند فروند را صادر کرد، اما این بازگشت نیز کوتاه بود و در سال ۱۹۹۸ پرونده پرواز عملیاتی بلکبرد برای همیشه بسته شد.
میراثی که هنوز پرواز میکند
امروز اگرچه هیچ SR-71 عملیاتی در آسمان نیست، اما میراث آن زنده است. نیروی هوایی آمریکا و لاکهید مارتین سالهاست روی جانشینی مفهومی با نام SR-72 ملقب به «پسر بلکبرد» کار میکنند؛ پهپادی مافوق صوت با سرعت احتمالی ۶ ماخ که قرار است ترکیبی از سرعت بلکبرد و مداومت ماهواره را ارائه دهد. تا آن روز، داستانهایی مانند پرواز دیوید پیترز یادآور میشود که چگونه ترکیبی از مهندسی ناب، سرعت جنونآمیز و جغرافیای کره زمین، توانست برای لحظاتی مرز میان واقعیت و سفر در زمان را محو کند.
بلکبرد ثابت کرد که سریعترین راه برای شکستن قوانین زمان، لزوماً ماشین زمان نیست؛ گاهی کافی است سریعتر از چرخش زمین پرواز کنید.




دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.