شامگاه پنجم جولای ۲۰۱۵، حساب توییتری رسمی شرکت ایتالیایی «هکینگ تیم» ناگهان به Hacked Team تغییر نام داد. دقایقی بعد لینکی از همان حساب منتشر شد که آرشیوی ۴۰۰ گیگابایتی از اطلاعات داخلی شرکت را برای دانلود عمومی قرار می‌داد؛ ایمیل‌های خصوصی، قرارداد مشتریان، فاکتورها و کدهای منبع.

هکینگ تیم مستقر در میلان، به دولت‌ها و نهادهای امنیتی ابزار نفوذ می‌فروخت؛ نرم‌افزارهایی که اجازه می‌داد تلفن یا رایانه یک سوژه شنود و کنترل شود. حالا اسناد خودِ فروشنده جاسوس‌افزار در اینترنت پخش شده بود و مهاجم عامدانه حساب توییتری شرکت را برای اعلام خبر انتخاب کرده بود تا هر کنجکاوی به همان فایل‌های افشاشده برسد.

سایه فینیاس فیشر بر بازار نظارت

پشت این حمله، نه یک گروه دولتی و نه یک باند تبهکار، بلکه یک نام مستعار ایستاده بود: Phineas Fisher. علاقه‌مندان به حوزه جاسوس‌افزار این نام را از یک سال قبل می‌شناختند؛ زمانی که همین هکر، شرکت «گاما اینترنشنال» دیگر غول بازار نظارت را هک کرده بود و نامش را نیز به طعنه از محصول مشهور آن شرکت، FinFisher، گرفته بود.

گاما با برچسب «نظارت قانونی» ابزار FinSpy را به پلیس‌ها و آژانس‌های اطلاعاتی می‌فروخت. این بدافزار پس از نفوذ به رایانه قربانی، کلیدهای فشرده‌شده، تصاویر صفحه، صدای مکالمات اسکایپ و رمزهای عبور را جمع‌آوری می‌کرد و در پوشه‌های مخفی ذخیره می‌ساخت.

با این حال فروش آن چندان قانونی نبود. بهار ۲۰۱۲ فعالان بحرینی ایمیل‌هایی با پیوست‌های به ظاهر خبری درباره اعتراضات داخلی دریافت کردند. با باز کردن فایل، تصویری نمایش داده می‌شد اما در پس‌زمینه، FinSpy بی‌صدا نصب می‌شد. پژوهشگران آزمایشگاه سیتیزن‌لب دانشگاه تورنتو بعدها رد همین ابزار را در آن حملات تایید کردند؛ ابزاری گران‌قیمت که به‌جای تعقیب مجرمان سازمان‌یافته، علیه روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر به کار می‌رفت.

نخستین شکار؛ رسوایی گاما

در سال ۲۰۱۴ فینیاس فیشر با هویت GammaGroupPR در شبکه‌های اجتماعی ظاهر شد و اعلام کرد ۴۰ گیگابایت از داده‌های داخلی گاما را در اختیار دارد. او فهرست مشتریان، لیست قیمت‌ها، نتایج تست FinFisher در برابر آنتی‌ویروس‌ها، دفترچه‌های راهنمای استفاده و حتی بخشی از سورس‌کد نرم‌افزارها را منتشر کرد.

اما آنچه فیشر را متمایز کرد، انگیزه‌اش بود. او قصد فروش داده‌ها در دارک‌وب را نداشت. برعکس، یک راهنمای مفصل و گام‌به‌گام از نحوه نفوذ به گاما منتشر کرد تا به دیگر هکرها نشان دهد این کار جادو نیست. او می‌خواست «اسطوره‌زدایی» کند و ثابت کند با بررسی صبورانه زیرساخت‌های بیرونی، یافتن یک مسیر فراموش‌شده و بهره‌برداری از آن، می‌توان حتی یک شرکت امنیتی را فرو ریخت.

هدف بزرگ‌تر؛ هکینگ تیم

پس از گاما، فیشر سراغ هکینگ تیم رفت؛ هدفی به‌مراتب سخت‌تر. بررسی‌های اولیه نشان داد این شرکت تقریبا هیچ خدمتی را بدون محافظ روی اینترنت نگذاشته است. وب‌سایت، سرور ایمیل و چند تجهیز شبکه تنها نقاط قابل مشاهده بودند و حتی پورتال پشتیبانی مشتریان برای ورود، گواهی دیجیتال اختصاصی طلب می‌کرد.

فیشر بعدها نوشت که فریب کارکنان با ایمیل آلوده را هم بسیار پرریسک می‌دید، چون همین افراد شغل‌شان آلوده‌سازی دستگاه دیگران بود و به‌سرعت پیوست مشکوک را شناسایی می‌کردند. بنابراین نگاهش را به تجهیزات شبکه دوخت.

ماه‌ها زندگی مخفی در قلب شبکه دشمن

یکی از دستگاه‌های امنیتی هکینگ تیم، محصولی از شرکت سونیک‌وال بود که میان شبکه داخلی و اینترنت قرار داشت. فیشر دو هفته صرف بررسی فریم‌ور آن کرد تا سرانجام آسیب‌پذیری قابل بهره‌برداری را یافت.

داخل خبر (468x60)

او پیش از حمله، ابزارهایش را در محیط آزمایشگاهی تست کرد تا مبادا اختلالی ایجاد کند و حضورش لو برود. سپس از همان حفره وارد شد، یک درب پشتی پایدار برای بازگشت کاشت و کاوش در شبکه داخلی را آغاز کرد.

در همان گام‌های نخست به فایل‌های صوتی آزمایشی رسید؛ صدای کارکنان شرکت که هنگام تست جاسوس‌افزارشان ضبط شده بود. به گفته خودش، این لحظه نمادین بود: ابزاری که برای جاسوسی از دیگران ساخته بودند، صدای سازندگانش را هم بلعیده بود.

کلید پیشروی، نسخه‌های پشتیبان بود. فیشر تجهیزاتی یافت که برخلاف مستندات باید در شبکه‌ای ایزوله می‌بودند و در میان آن‌ها نسخه‌ای قدیمی از سرور ایمیل با یک حساب کاربری که هنوز رمز عبورش معتبر بود. از همان حساب، دسترسی‌اش را گسترش داد تا سرانجام اختیار مدیر دامنه ویندوز (Domain Admin) را به دست آورد.

از لحظه دسترسی به صندوق‌های ایمیل، دانلود بی‌وقفه را شروع کرد. می‌دانست هر اقدام بعدی ممکن است ردی از او باقی بگذارد، پس می‌خواست هرچه به‌دست می‌آورد فورا خارج کند. هفته‌ها هر روز به ایمیل‌ها سر می‌زد و پیام‌های جدید را برمی‌داشت. آرشیوش با هر روز کاری شرکت حجیم‌تر می‌شد.

ماه‌ها بی‌صدا از سروری به سرور دیگر خزید و نقشه زیرساخت را کشید. اما کد منبع محصول اصلی در شبکه‌ای جداگانه نگهداری می‌شد. برای رسیدن به آن، دو مدیر زیرساخت به نام‌های مائورو رومئو و کریستیان پوتزی را زیر نظر گرفت. زمانی که پوتزی رمز عبور فضای محرمانه رایانه‌اش را وارد کرد، فیشر توانست فایل‌ها را کپی کند و سرانجام وارد شبکه توسعه شود.

افشاگری‌ای که صنعت جاسوسی را لرزاند

آنچه در شبکه توسعه انتظارش را می‌کشید، تصویر بی‌سابقه‌ای از پشت‌پرده صنعت جاسوس‌افزار بود: مشتریانی از دولت‌های اقتدارگرا، آسیب‌پذیری‌های روز-صفر نگهداری‌شده برای نفوذ، و مکاتبات داخلی درباره نحوه دور زدن محدودیت‌های صادراتی.

انتشار ۴۰۰ گیگابایت داده هکینگ تیم، این صنعت پنهان را برای ماه‌ها به تیتر اول رسانه‌های فناوری جهان برد. پژوهشگران امنیتی با تحلیل ایمیل‌ها، فهرست کشورهایی را استخراج کردند که ابزارهای شرکت را علیه فعالان مدنی به کار گرفته بودند و بحث اخلاقی فروش جاسوس‌افزار به رژیم‌های ناقض حقوق بشر دوباره شعله‌ور شد.

شبحی که هرگز دستگیر نشد

فینیاس فیشر پس از هک هکینگ تیم نیز مانند قبل، راهنمای فنی عملیات را منتشر کرد؛ از نحوه کشف آسیب‌پذیری سونیک‌وال تا تکنیک‌های حرکت جانبی در شبکه ویندوزی و تخلیه داده‌ها. او تاکید داشت که هدفش تشویق هکرهای دیگر به اقدام علیه «صنعت سرکوب» است، نه شهرت شخصی.

با وجود تحقیقات گسترده پلیس ایتالیا و همکاری نهادهای بین‌المللی، هویت واقعی فیشر هرگز فاش نشد. برخی گمانه‌زنی‌ها او را یک هکر منفرد چپ‌گرا و آنارشیست معرفی می‌کرد و برخی دیگر از یک گروه کوچک سخن می‌گفتند، اما هیچ مدرک قطعی ارائه نشد.

در سال‌های بعد، فیشر یک بار دیگر با هک مرتبط با حزب راست افراطی ترکیه خبرساز شد، جایزه‌ای برای هک یک شرکت دیگر تعیین کرد و سپس به‌تدریج از انظار ناپدید شد. میراث او اما باقی ماند: دو افشاگری بزرگ که نشان داد حتی فروشندگان ابزارهای نفوذ نیز نفوذپذیرند و «امنیت از طریق پنهان‌کاری» توهمی بیش نیست.