سامسونگ در حال توسعه نسل جدیدی از شیشه فوق نازک (UTG) است که با ضخامت متغیر در بخشهای مختلف نمایشگر، میتواند چینخوردگی گوشیهای تاشو را به حداقل برساند. این فناوری تلاش میکند تعادل بهتری میان انعطافپذیری، دوام و ظرافت دستگاه برقرار کند.
بازار گوشیهای تاشدنی دیگر در مرحلهای نیست که تولیدکنندگان فقط روی توانایی خمشدن دستگاه رقابت کنند؛ حالا معیارهای سختتری مثل دوام، کیفیت سطح و ظاهر نمایشگر در کانون توجه قرار گرفتهاند. با این حال، چینخوردگی محل تا خوردن صفحهنمایش همچنان یکی از دشوارترین چالشهای فنی این دسته از محصولات به شمار میرود و ظاهراً سامسونگ برای حل آن دست به توسعه فناوری تازهای زده است.
مناقشه همیشگی مواد در نمایشگرهای تاشو
در سالهای اخیر، شرکتهای مختلف برای کاهش چینخوردگی بیشتر به بهبود مکانیزم لولاها و بهینهسازی ساختار پنلهای اولد انعطافپذیر اکتفا کردهاند؛ اما مشکل از جایی ریشه میگیرد که ماده محافظ روی نمایشگر باید همزمان دو ویژگی تقریباً متناقض داشته باشد. از یک سو باید به اندازه کافی سخت و صاف باشد تا حس لمس باکیفیتی ارائه دهد و از سوی دیگر باید آنقدر انعطافپذیر باشد که صدها هزار بار باز و بسته شدن را بدون آسیب تحمل کند.
شیشههای معمولی از سختی و پایداری بالایی برخوردارند، اما اساساً برای خمشدن مکرر طراحی نشدهاند. در مقابل، مواد پلیمری انعطافپذیر به راحتی خم میشوند، اما نه دوام شیشه را دارند و نه کیفیت سطح آن را. همین تناقض ساختاری، طراحان را سالهاست میان انتخاب یکی از این دو رویکرد سرگردان کرده است.
نوآوری سامسونگ: حکاکی شیمیایی با ضخامت متغیر
نمایشگرهای تاشوی ردهبالای فعلی از شیشه فوق نازک با ضخامت یکنواخت استفاده میکنند؛ طراحیای که در حالت باز پایداری مناسبی دارد، اما هنگام بسته شدن، فشار مکانیکی شدیدی به بخش مرکزی پنل وارد میکند. سامسونگ در فناوری جدید خود قصد دارد با کمک حکاکی شیمیایی دقیق، ضخامت بخش مرکزی و تاشونده شیشه را کاهش دهد، در حالی که بخشهای کناری ضخامت و استحکام بالای خود را حفظ میکنند.
این ساختار با کم کردن تمرکز تنش در نقطه خمیدگی، از تغییر شکل دائمی شیشه در بلندمدت جلوگیری میکند و در عمل امکان دستیابی به ویژگیهای فیزیکی متفاوت در بخشهای مختلف نمایشگر را فراهم میآورد. به بیان دیگر، همان شیشه میتواند در لبهها سخت و مقاوم باشد و در محل تاشو انعطافپذیر؛ ترکیبی که پیش از این با روشهای مرسوم ممکن نبود.
چالشهای تولید انبوه
با وجود جذابیت این ایده، تولید انبوه آن با دشواریهای پیچیدهای همراه است که مهمترینشان یکنواختی نوری و کیفیت سطح است. تفاوت ضخامت میان بخش مرکزی و بخشهای کناری میتواند مسیر عبور نور را تغییر دهد و به تفاوت در بازتاب یا ایجاد مرزهای بصری ناخواسته هنگام مشاهده صفحه از زوایای مختلف منجر شود.
برای پر کردن بخشهای حکاکیشده و ایجاد سطحی کاملاً صاف و بدون پله، به مواد شفاف ویژهای نیاز است که ضریب شکست نوری مشابه شیشه داشته باشند و در برابر تاشدن مکرر و تغییرات دما نیز مقاومت کنند. این ملاحظات نشان میدهد که هرچند فناوری جدید سامسونگ میتواند نقطه عطفی در طراحی گوشیهای تاشو باشد، رسیدن از نمونه آزمایشگاهی به محصولی با کیفیت یکدست، به حل مسائل ظریف مهندسی مواد و نور نیاز دارد.
چشمانداز بازار تاشوها
با بلوغ بازار گوشیهای تاشدنی، کاربران دیگر صرفاً از یک صفحهنمایش خمشونده شگفتزده نمیشوند و انتظار دارند تجربهای نزدیک به گوشیهای معمولی، بدون خط چینخوردگی مزاحم، داشته باشند. اگر فناوری جدید سامسونگ با موفقیت وارد مرحله تولید انبوه شود، میتواند استاندارد تازهای برای نسل بعدی تاشوها تعریف کند و رقابت را به سطح بالاتری ببرد.


هنوز نظری ثبت نشده است.